از جاگذاشتم وسایلم تا گم شدن نمره امتحان میان ترم به دست استاد گرامی!
امروز از صبح داشتم به خودم می گفتم که دیگه قرار نیس اتفاق بدی بیفته ....
فکر همه چی رو می کردم جز اینکه دندونم بشکنه!
شنبه دوباره می رسیم خدمت آقای دکتر !
۶ ماه نمی شه من نبینم ایشون رو !
اصلا دلم تنگ می شه !
پس نوشت :
خدایا شکرت !
چی بگم ؟!
حرفم نمیاد!
به زور ۴ کلمه اگه بگم.
اونم بعدش پشیمون می شم.
مثل الان!
دوباره با کوچیک ترین حرفی می ریزم به هم...
قرار بود تو دفتر خاطراتم ازش ننویسم حالا همش میام اینجا و اونجا می نویسم!
خسته شدم از دست خودم.
پس نوشت:
گمان می کنم به قول سهراب
این ترنم موزون حزن تا به ابد شنیده خواهد شد!

مثل پارسال دیروز بچه ها رو بستنی مهمون کردم.
مثل پارسال بچه ها از مناسبتش پرسیدن و من ... سکوت ...
از اون موقع تا الان همین جور بغض داشتم.
تولدت مبارک.
.
.
.
fardaa
.
.
.
pas fardaa
:|
asababam daghoone!
kheiliiiii!

آخرین جمعه سال ۹۰!
صحبت خاصی ندارم!
۲/۵ سال انتظار حالا شده : شنبه - ۱شنبه - ۲شنبه !
اصلا درکی از این موقعیت ندارم !
عین همون وقتایی که یه sms میاد و با همه وجودم آرزو می کنم اونی باشه که من انتظارشو می کشم! بعد با این خیال تا چند ساعت نمی خونمش ببینم چیه!
برای سومین بار و بالاخره قبول شدم D:
سرهنگ : دخترم تو دانشگاه به هیچ کس اعتماد نکن!!!
من : هاااا؟!!!! O: چشم!!!!
فکر می کردم گواهینامه گرفتن چیز جالبی باشه!ولی الان هیچ احساسی ندارم! به کل فاقد احساس شدم تو زندگی!هیچی انگار خوشحالم نمی کنه!!!
فقط وقت امتحان پام رو کلاچ می لرزید با اینکه فکر می گردم استرس ندارم اصلا!
حالا باید منتظر باشم گواهینامم بیاد!
ye seri chiza hast ke vaghti beheshoon fekr mikonam,migam eee!hatman bayad ina ro benevisam!
ina roozaye zendegie maneo khaterehaye zendegim!
vali
.
.
.
engar zehnam sharti shode ba in daftar khaterat roo ye seri mozoohaye khas....
و بعضی وقتا عجیب خرشانس!
خودمونیم!
ها ها ها !!!(خنده های شیطانی!!!)



